السيد الخميني

11

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

اهتمام مادّيين به طبيعت تمام زحمات مادّيين كه مربوط به مكتب الهى نباشد ، صرف ادراك طبيعت و خصوصياتى كه در طبيعت است مىشود و استفاده از طبيعت ، آن هم طبيعت انسان از طبايعِ عالَم . هر چه نگاه بكنيد از اين تمدنهاى بزرگ ، جديد و از اين پيشرفتهاى عظيم انسانى ، مىبينيد كه همهء آن مربوط به همين طبيعت است و مربوط به استفادهء انسان از طبيعت است ، آن هم استفادهء انسان طبيعى از عالم طبيعت . از عالم طبيعت به آن طرف ، اين موجودات طبيعى نمىتوانند بفهمند ، و لهذا اينها راهى به آن عالم ندارند مگر از راه وحى كه همهء عالم در تحت سيطره‌اش هست و چون اين انسان مثل ساير حيوانات نيست كه همان حيات طبيعى و دنيايى باشد - بلكه انسان يك طور خلق شده است كه علاوه بر حيات طبيعى ، حيات ما بعد الطبيعه هم دارد ، و آن حيات ما بعد الطبيعه حيات صحيح انسان است ، اينجا همان حيات حيوانى است ، از اين جهت مردم محتاج شده‌اند به اينكه در پيدا كردن راه صحيح از طريق وحى به اينها گزارش داده بشود و خداى تبارك و تعالى هم منّت بر مردم گذاشت و انبيا را مبعوث فرمود تا اينكه راه را به اينها نشان بدهند . هدف از تعليمات انبيا تمام تعليمات انبيا براى مقصد نشان دادن راهى است كه انسان ناچار از اين راه بايد عبور كند . ناچار انسان از اين عالم طبيعت به يك عالم ديگرى عبور مىكند ؛ اگر سرخود باشد يك حيوانى است كه از اين عالم به عالم ديگر مىرود . و اگر چنانچه به راه انبيا برود انسانيتش كامل مىشود و هر چه بيشتر اطاعت كند ، بيشتر انسانيتش رشد مىكند . تمام كوشش انبيا براى اين بوده است كه انسان را بسازند ؛ تعديل كنند ؛ انسان طبيعى را مبدل كنند به يك انسان الهى ؛ در همين عالم كه هست هم باز اين جور باشد . نظر انبيا به اين عالم با نظر اشخاص ديگر فرق دارد ، آنها مىخواهند اين عالم را الهى كنند ؛ يعنى به هر چه نگاه مىكنند آثار الهيّت در آن ملاحظه كنند . ساير قشرها ، چه فلاسفه باشند و چه ساير دانشمندان باشند ، خصوصاً دانشمندان طبيعى ، اينها تمام نظرشان به اين است كه